تا چند سال قبل، اکثر مراکزداده در شهرهای بزرگ و مناطق پیشرفتهای همچون آمریکای شمالی و اروپای غربی متمرکز شده بودند. دسترسی به زیرساخت برق پایدار، شبکه اینترنت پرسرعت، سرمایهگذاریهای کلان و تقاضای بالا دلیل این رویدادها بودند اما با رشد جهانی اقتصاد دیجیتال، این الگو در حال تغییر است.

تراکم و فشار بیش از حد روی مناطق سنتی و تمرکز در شهرهای بزرگ همچون دوبلین در ایرلند یا ویرجینیا در ایالات متحده، مشکلاتی جدی به همراه آورده است؛ از کمبود زمین گرفته تا بحران مصرف انرژی. همین مسئله باعث شده تا شرکتهای بزرگ فناوری بهجای تمرکز بر چند نقطه محدود، به فکر توزیع جغرافیایی مراکزداده در مناطق جدید بیفتند. این رویکرد علاوه بر کاهش فشار بر شهرهای بزرگ، انعطافپذیری و تابآوری شبکه جهانی را هم افزایش میدهد.
در قاره آسیا کشورهایی همچون هند، اندونزی و ویتنام در حال تبدیل شدن به قطبهای جدید هستند. رشد جمعیت جوان، افزایش استفاده از اینترنت و توسعه استارتاپهای دیجیتال، نیاز به زیرساخت پردازشی قدرتمند را در این مناطق بیشتر کرده است.

در قاره آفریقا با گسترش دسترسی به اینترنت و سرمایهگذاری خارجی، کشورهای همچون نیجریه، آفریقای جنوبی و کنیا شاهد احداث مراکز داده جدید هستند. این موضوع به اقتصاد دیجیتال بومی قدرت میدهد و فاصله دیجیتال با سایر نقاط جهان را کمتر میکند.
در آمریکای لاتین بازارهایی همچون برزیل، شیلی و مکزیک به دلیل رشد تجارت الکترونیک و گسترش شبکههای مخابراتی 4G و 5G، به نقاط جذابی برای سرمایهگذاری در زمینه دیتاسنتر تبدیل شدهاند.

از مزایای این توسعه جغرافیایی کاهش وابستگی به چند نقطه محدود(زیرساخت جهانی مقاومتر و پایدارتر میشود)، بهبود تجربه کاربران محلی (پردازش و ذخیرهسازی نزدیکتر به کاربر، تأخیر را کاهش میدهد.) و ایجاد فرصتهای اقتصادی جدید(این مراکز نهتنها فناوری را در دسترستر میکنند، بلکه شغلهای مستقیم و غیرمستقیم زیادی ایجاد خواهند کرد) اشاره کرد.
با توجه به گسترش مناطق جغرافیایی مراکزداده، انتظار میرود تا در سالهای پیش رو، جهانیسازی واقعی زیرساخت ابری رخ دهد. به این معنا که دیگر تنها چند کشور محدود میزبان بازیگران اصلی نباشند، بلکه اکوسیستم دیجیتال به شکلی عادلانهتر در سراسر دنیا توزیع شود.
دوشنبه 4 خرداد 1405